سه چیز مردم را مجبور می کند که بخواهند تغییر کنند:
1- آنها تا سر حد تحمل خود رنج کشیده اند. آنقدر سر خود را به یک دیوار سنگی کوبیده اند که می گویند دیگر بس است، خسته شدم. سردرد میگرن آنها قابل تحمل نیست. زخم معده ی آنها شروع به خونریزی کرده و … . دیگر به آخر خط رسیده اند و تقاضای کمک دارند. می خواهند تغییر کنند.
2- چیز دیگری که مردم را مجبور می کند که بخواهند تغییر کنند، نوع کند ولی تدریجی نومیدی روح است، که همان ملال یا دلمردگی از زندگی است. این حالت آدمی است که سالها با احساس "خوب که چی" زندگی کرده و حالا درون خودش فریاد می زند "خوب که چی" و می خواهد تغییر کند.
3- سومین عاملی که مردم را وادار می کند که تغییر کنند این است که ناگهان متوجه می شوند که تغییر ممکن است. اطلاعاتی به دستشان می رسد که باعث می شود بفهمند می توانند از "دور باطل" همیشگی زندگیشان بیرون بیایند و تغییر کنند.
"برگرفته از نوشته های دکتر تامس هریس" |